چون آفتاب

مهربانی اگر رنگی داشت، رنگ آفتاب بود؛ اگر صدایی داشت، صدای باران. همراهی با دیگری، بدون انتظار برگشت، بی‌نام و بی‌ادعا، هنری‌ست که از انسان، شهروندی می‌سازد که جهان به بودنش دلگرم است. گاهی یک کلمه‌ی گرم، یک تشویق کوچک یا حتی سکوتی همراه می‌تواند خاک خشک امید را در دل کسی شکوفا کند. سهم داشتن در شادی و رشد دیگران، حتی زمانی که از ما پیشی می‌گیرند، کار انسان‌های بزرگ است.

پدر، نماد همین بزرگی‌ست: سال‌ها می‌تابد، می‌بارد، می‌سازد تا دیگری رشد کند، بی‌آن‌که نگاهی به سایه‌اش داشته باشد. ما نیز می‌توانیم آفتاب باشیم و بی‌چشم‌داشت بتابیم؛ باران باشیم و بی‌منت بباریم.